يادداشت هاي(بعضي) روزانه هادی خرسندی
  

   9.29.2004  
من توی دهن این اهورا میزنم
لاکن اروای بابات. لاکن اروای همه باباهات.
من توی دهن این اهورا میزنم. من خودم اهورا تعیین میکنم. (سه بار صلوات)
این نباشه اونجور که هرکس با ضیا قهر میکنه بره واسه خودش تلویزیون بشه از باب انداخت رژیم. برانداز رژیم.
من چقدر تذکر شدم به آقای پاپ که برگرد به اسلام. برنگشت به اسلام. هخایم همینطور. اهورایم همینطور. همه هم همینطور. هرکی بیشتر برنگشت به اسلام این خودش بیشتر مع الأسف همینطور شد. بدترم شد. لاکن اگر بنا به فریب مردم باشه، این خاتمی خودمون از همه فریب تره. (الله اکبر حاضران) . فریبا خاتمی که میگن همینه. از همه هخاتره این خاتمی. این خودش هخاتمی بوده در اصل. لاکن مع الأسف خای این هخاتمی کمتر از اونه. خای این از خای هخا کوچیکتره. خودشم کمتر از خای اونه.

اونم که هخایه، حالا در خارج هخایه. خوی ماهواره ای داره این هخا. اون تقی مختار ثقفی راست میگه که این هخای درست و حسابی نبوده. تفرقه بودند در تلویزیون خارجه که این اومده. وحدت کلمه نبوده که این اومده. خانم هاله، آقای ضیا گوش نبودند به من. به وحدت کلمه. چقدر من سفارش شدم که فحش نباشن بهم. اسم نیارن از هم. چقدر من سفارش شدم به اون آقای ضیا که نگو هاله، نگو هاله، نگو هاله. چقدر سفارش شدم به خانم هاله که نگو ضیا، نگو ضیا، نگو ضیا. (سه بار صلوات) لاکن اونقد گوش نکرد تا بوش اومد تو عراق.

حالا اهورایم میخواسته با طیاره پیاده شه. این خودش اگر چنانچه ما میخواستیم تست باشیم که ملت چقدر مشنگه، بیست و پنج سال دیگه طول میکشید. اگر چنانچه میخواستیم تست باشیم که چند نفر میره جلوی دانشگاه، کرور کرور میلیون خرجش بود. حالا بی خرج معلوم شد یک و نیم درصد مشنگ توی هر شهری نفوس هست.
کمه لاکن. اونموقع که ما انقلاب شدیم 98 درصد نفوس مشنگ بود. چپ مشنگ . راست مشنگ. ملی مشنگ. بچه شاه هم مشنگ بود. شاه خودش هم مشنگ بود. همه مشنگ بودند. ما هم راحت انقلاب شدیم. اما حالا درصد مخالف زیاده لاکن درصد مشنگ از مینیمومم کمتره. اگر زیاد بود که اصلاح طلب پیروز بود. (صلوات جمعیت)

لاکن حالا برعکس شده. اروای باباش. اون سیدحسین ما از این هخاتر بود. نوه بود به ما. به آمریکایم رفت. آمریکایم بهش ولکام رسوند. اونم اروای باباش. اروای بابابزرگش. (صلوات جمعیت) لاکن اروای خودم. اونم تو آمریکا، سیا روش کار کرد. سفید روش کار کرد. قهوه ای روش کار کرد. (الله اکبر. الله اکبر. الله اکبر) ولی آخرش چی؟ عمه اش ضامنش شد که دفعه آخرش باشه براندازی میکنه به رژیم. این هخای بدبخت که عمه یم اینجا نداره قربونش بره. (الله اکبر). سید حسین رفت گفت رژیم دیکتاتوره و چه و چه. کی باورش کرد؟ گفتن برو بذار باد بیاد. بذار نفت بیاد. (صلوات جمعیت)

الآنشم از ما پرسش هستند که چه کارش کنیم با این هخا؟ گفتیم این درجه را نگرش دارند که ببینیم ملت چقدر جوش آورده. چقدر تب داره این ملت با این درجه؟ درجه تب ملته این هخا. گفتیم پنج روز دیگه دوباره درجه بذارن به ملت. لاکن چون ملت جرأت نداره دهنشو واز کنه، درجه باید از جای دیگه دخول به بدن ملت بشه تا ختنه گاه. (الله اکبر یک عده از حضار)

لاکن یک عده شیرینی پخش کردند این که گفته بود خیابون بیایند. خوی خیابانی داره این. شیرینی پخش کردند یک عده خوش خیال توی خیابونا. من تبریک هستم به صنف محترم قناد. به صنف محترم زولبیا بامیه. کسادی بود بیزینس قبل از ماه مبارک رمضان. کارشون به افلاس کشیده بود صنف. لاکن تا ابله در جهان هست مفلس وضعش تکون میخوره. لاکن فروش رفت خیلی زولبیا بامیه پریشب. در صدر اسلام زولبیا بامیه نبود. فقط خرما بود که اونم هسته داشت. (الله اکبر حاضران) این خودش از لحاظ رونق اقتصادی برای شیرینی هم خوب بود پریشب.

حالا اون هخایم کاسبیش خوب میشه. لاکن از فردا هرکی میخواد فرار کنه به خارج پناهنده بشه، اون پول میگیره تصدیق میده که این در ایران با هخا همکاری بوده!! فوری پناهندگیش تصویب[میشه]. (الله اکبر حاضران). حالا هرکس بخواد با اون عکس بگیره برای مدرک پناهندگی، این میگه ده هزار دلار. نیمرخ پنجهزار[دلار]. چه دکونی میشه. از حساب صد ما مداخلش بیشتر. (الله اکبر حاضران)
خواستم بدونه که ما حساب دستمونه. لاکن براندازی اینهمه طیاره نمیخواد. یک طیاره کفایته. دوتا صندلیش کفایته. یکی خودش یکی هم واسه مترجمش. (برای ترجمه ی همون «هیچ چی») یک رادیوی کوچولویم لازمه. از همین ترانزیستوری هم باشه کفایته ولی باید بی بی سی باشه. این خودش بهترین براندازی میشه. (الله اکبر حاضران) شاه همکاری میکنه، ساواک همکاری میکنه، سیا همکاری میکنه، چپ همکاری میکنه، ملت همکاری میکنه، همه چیز براندازی میشه. لاکن برای این هخا، برای این اهورا، فقط سیا و جمهوری اسلامی همکاری شده. اونم سیوا سیوا. علیحده. اون خواسته کک به تنبون این بندازه، سیا کک آورده که بندازه. به تنبون روحانیت مبارز بندازه، اینم از اینور از اون کک استفاده ابزاری میکنه. استفاده بهینه میکنه. تست به مردم میزنه. (الله اکبر حاضران توده ای) اون آمریکا اروا باباش میخواد تست به رژیم بزنه، رژیم خودش این وسط تست به ملت میزنه. آخرشم این اهورا مثل دست خر این وسط آویزون میمونه. نمیدونه کدوم وری تکون بخوره. (الله اکبر خود هخا!)

من دعا هستم برای همه از این دنیا. من از این راه دور به اهالی بهشت و برزخ و کره زمین دعاهستم. دعا هستم برای اهورا که حقوقشه زیاد کنن. برای ملت ایران که خدا مشنگشا بیشتر کنه، برای دولت جمهوری اسلامی که مردم را از این مستأصل تر کنه. لاکن این خودش برای صنف زحمتکش زولبیا بامیه خوبه.
والسلام علیکم وبقیه قضایا. روح الله الموسوی الخمینی

   .... تا ...... بعد ....... 9/29/2004 06:33:30 PM


   9.28.2004  
يک مصاحبه تکان(ندهنده) در باره اهورا

س - اطلاع داريد که به تشويق يا تحريک آقاي «اهورا پيروز خالقي يزدي»، عصر يکشنبه گذشته عده اي از مردم تهران و اروميه و فريدونکنار ...به خيابان آمدند. بدون پرداختن به جزئيات اين قضايا، شما که شخصيت صاحب نظري هستيد، اين قضيه را چگونه ميبينيد؟

ج- اجازه بفرمائيد خلاصه کنم که دولت آمريکا، يا بخشي از آن يا چند تا سناتور آمريکائي، تصميم گرفته اند در پاسخ فعاليت هاي اتمي يا مسائل ديگر، بطور غيررسمي، يک انگشتي به کون جمهوري اسلامي بکنند که حواسش را جمع کند. (با پوزش از صراحت لهجه).

س- با سپاس فراوان از اين توضيح جامع و در عين حال کوتاه، لطفن بفرمائيد اين آقاي اهورا در اين ميان چه نقشي دارد؟

ج- انگشت!

***
   .... تا ...... بعد ....... 9/28/2004 06:01:22 AM


   9.20.2004  
ایران - هخا ، هخا - ایران

از این رادیو تلویزیون های ماهواره جاتی من ندارم. روی اینترنت هم گاهی اگر رادیو فرانسه را چند دقیقه گوش بدهم یا اخبار کتبی رادیو فردا را رج بزنم. بنابراین آنچه راجع به آقای «هخا اهورا» شنیده ام از این و آن بوده که یک آقائی میخواهد ملت تبعیدی را آخر برج با طیاره ببرد ایران و یک عده در خارج چمدان بسته اند و یک عده در داخل آب و جارو کرده اند و منتظر ...!

این چند بیت که اینجا میآید، نتیجه گفتگوی من با دوست صاحبنظری است که همه کانال های ایرانی را - ریموت کنترل در دست - دور میزند و بر میزند - (دارد رساله تحقیقی مینویسد) - و من هم گاهی در خانه او قدری ضیا میبینم و مقداری هاله و اندکی ـ«ایران - رجوی - رجوی - ایران!!»،...... اما هیچوقت نشده که این آقای خالقی یزدی، ملقب به «هخا اهورا» به پستم بخورد.

پرسش و پاسخ

پرسیدم: این هخای اهورا چه صیغه ایست؟
چندیست نقل او سبب گیجی من است

یک عده در درون و برون، چند مدت است
چشم امیدشان به چنین شخص روشن است

گویند آمده ست پی بردن رژیم!
گرد است و پهلوان و یل است و تهمتن است

این مرد کیست؟ بهر رضای خدا بگو
در مایه نجات وطن، یا بلوفزن است؟

گفت: این جناب، کارشناس است و کار او
انفورماتیک و بررسی کوی و برزن است

اکنون ز سوی مرکز آمار دولتی
مأمور سرشماری خل های میهن است!
   .... تا ...... بعد ....... 9/20/2004 11:50:17 PM


   9.3.2004  
توضیح در مورد همجنسگرا ها
با اینکه در ماجرای بهره برداری جنسی یک نره خر آمریکائی از پسرک افغانی، از همجنسگراها خواهش کردم بهشان برنخورد که من حرفم را راحت بزنم، باز یکی دو نفر متظاهر به همجنسگرائی ایمیل زرآمیز زدند.
در این مورد با دو سه تن از دوستان همجنسگرای خودم صحبت کردم، گفتند در آن مقوله که تو نوشته ای هیچ چیز برخورنده ای به قلم نیامده.
غرض از موش و گربه برخواندن / مدعا فهم کن پسرجانا!



« تغییرات خرسندآپ کمدي» سپتامبر در سوئد

یوله جمعه 24، اومئو شنبه 25، سوندوال یکشنبه 26 سپتامبر

سوندوال اضافه شد.
برنامه در مالمو، یوتوبوری، استکهلم با زیبائی اجرا شد. وستراس متأسفانه به علت حادثه تلخ محلی بهم خورد.



تانگو در کابل و گواهي مترجم

يک آقاي آمريکائي درکابل، پسربچه 18 ساله افغان را به عنوان مترجم استخدام کرده و در مقابل پرداخت پول، از او سواستفاده جنسي ميکرد.

البته راديوي دولتي خارجي! خبر را اينطوري پيچيد:
يک مرد آمريکائي که با مترجم مرد خود رابطه جنسي برقرارکرده بود.... (يعني رابطه برابر و مرضي الطرفين دو نره خر با همديگر! – به همجنسگرا ها برنخورد لطفن - نه جانم. کم کم معلوم ميشود پسرک بينوا انگليسي هم بلد نبوده اما خوشگل بوده!)

راديو نگفت که اين آقاي آمريکائي سيائي بوده يا سياسي بوده؟ امنيتي يا ارتشي بوده؟ .... بنابر اين اشاره به اين نکات در سروده ضميمه، صرفن خيالپرداري شاعر مربوطه است. چه بسا که آقاي آمريکائي براي ماهيگيري به افغانستان رفته باشد.
(توضيح صبح يکشنبه: خبر زود درز گرفته شد انگار. از راديو فردا پرس و جو کردم، نميدانستند.اما رفيقي از راديو شنيده بود که طرف مشاور وزير دارائي آمريکاست (اصلاحیه دوشنبه 19 سپتامبر: مشاور وزیر دارائی افغانستان) - شغلش به شعر ما بيشتر ميخورد - و اتهامش اغفال پسر يک افغان است. - عرض نکردم. لابد مترجمي هم نميداند چيست!)

تانگو در کابل

مائيم که پنتاگوني و عضو سيائيم
در کشور تاريک شما نور خدائيم

با کبکبه و دبدبه و تانک و مسلسل
در کابل و بغداد رئيس الرؤسائيم

کرديم تجاوز چو به مرزي چو به درزي
با دادن ارزي ز مجازات رهائيم


ما در همه احوال به نام پرزيدنت
با حفظ سمت، اهل دل و مرد صفائيم


تا راه بيابيم به دل هاي جوانان
با پول دو تا پپسي کولا راهگشائيم!

فقر است و دلار است يکي ماده، يکي نر
ما نيز درين رابطه استاد سخائيم


اي جان مترجم تو بکن ترجمه ما را
تا خلق بدانند چه با مهر و وفائيم


اي ملت افغان، به گواهي مترجم
مائيم که از راه کرم، پشت شمائيم
   .... تا ...... بعد ....... 9/3/2004 11:53:13 PM