يادداشت هاي(بعضي) روزانه هادی خرسندی
  

   7.22.2004  
In nameh az haman doosti ast ke raje be Marmulk neveshteh bood.
Man dar safarm va computere rofagha FARSI nadarad.

 Mamnoon.  Man aakhar-e shab va khaili khasteh on naameh raa be zabaan (lahjeh?) Los Angelesy neveshtam.  Farsi va English ghaati.  Hatta naressidam spell check konam, yaa 2 bareh bekhaanam.  Agar midaanestam rooye weblog Hadi miravad, yek kamy rooyash kaar mikardam.  Oumidvaaram sedaye kessi dar nayaayad!  Khaili mamnoon az moghaddameh.  Marmulak raa hatman bebeen.  Yeh ghessmat-e film Michael az hame jaalebtar bood, vaghti goft ke az tamaame namaayandegaane majlesse America faghat yek nafar farzand dar jebhe Aragh daarad va ba-e-d be Washigton raft va az yeki dou namayande darkhaast kard ke farzandaan-e khod ra baraaye raftan be jebhe sabte naam konand.  Vaakoneshe in afraad khaili jaaleb bood.  Albat-teh hanooz ham namaayandeh digary farzandash raa be jebhe neferestaadeh ast.  Dokhtaraan Bush ham mashghoole mobarezeh entekhaabati hastand va vaghte raftan be jebhe nadaarand. 
Khosh bashi. shomareye tazeye Asghar Agha ra ba post gereftam. keyf kardam. 

   .... تا ...... بعد ....... 7/22/2004 12:04:48 PM


   7.21.2004  
نگاهي هوشمندانه به مارمولک
 
دوستي فرهيخته؛ ساکن آمريکا؛ از ياران قلمزن سال هاي جواني من؛ در مراوده اي ايميلي، حرفهائي در التفات به نوشته من در مورد «مارمولک» و «فارنهايت» زده است که جوابيه يا رديه حرف من نيست، اما (اما هم نميخواد) بسيار خواندني است.
نامه به انگليسي است و من پا در سفر فرصت تايپ ترجمه اش را ندارم. فارسي اش ميماند براي ده روز ديگر. اگر کسي هم عشق کرد اين نوشته زيبا را با نگاه عميقي که به مارمولک دارد، ترجمه کند و بفرستد، کمکي به من کرده است. به ايميل من هادي (خط تيره پائين) خرسندي ات هاتميل داتکام ايميل شود.  
توجه! سطرهاي آخر، خودش فارسي هست، لازم نيست به انگليسي برگردد!! هاهاها.
 
شماره 327 ماهنامه اصغرآقا درآمد، هرکس ميخواهد؛ نامه بنويسد. (ايميل قبول نيست!)
شب به خير

Khaandam.  In my view, Marmulak was one of the best Iranian movies ever made.  This was not just an anti-mullah movie.  It was not a banal comedy.  It was not even an anti-religion movie.  It was an spiritual movie, showing how mych power just thst LEBASS gives to whoever wears it.  How dangerous that power could be.  Just like any other piece of art, AAMMEH stay at the surface and never go deep.  But KHAVASS, more intellectual people, can get a lot more out of this movie.  And what a great ending.  I am so glad I saw it here with subtitles.  That MAHZOON voice and that lyric / poem was something else.  And, it was as liberal as you can think of.  Liberty for all:  There are so many ways to reach God (tou bekhaan enssanyyat) and you must set yourself free to choose your own way.  I can go on and on and on.  I was pleasantly surprised by the theme of the movie and liked it so much I saw it twice.  Some people look at it as pure entertainment.  Others think of it as a comedy against mullahs.  I believe it has a lot more to offer.  And Parasstooei is such a good actor.  Dameshaan garm.
 
Amma dar mored-e Michael, he has definitely exaggerated a lot.  His aim is to make sure that GW is not going to be reelected.  After what GW has done and the plans his advisors have for the Khaavar-e Myyaneh, and with curtailing all the civil liberties and the right to choose for women, and to create another aakhond government in this country, dam Michael ham garm.  Agar GW doobareh entekhaab shavad, faateheh aazaadihaa raa baayad khaand.  Mohem Kerry neest.  Moham shekast-e GW ast.  Man hooseleh yek mamlekat va doulate aakhoondi digar raa nadaaram.  Az in sotoon be on sotoon faraj ast.  Esslah talabaan ham agar mimaandand behtar bood.  Ensanyyat yek padeedeh pooyaa ast.  Tahavvol ehtiaaj be esslaah talabi daarad.
Good night!
   .... تا ...... بعد ....... 7/21/2004 04:54:37 AM


   7.18.2004  
سلام بر همه
ما که خودمان عکاس خبري نداريم بنابرين گزارش تصويري خبرگزاري ايسنا از دادگاه زهرا کاظمي  را (بدون اجازه) در اينجا لينک (سرنخ ) ميدهيم تا با يک کليک (سرانگشت) اين تصاوير تکان دهند را ببينيد.
 
بديهي است هرگونه استفاده اينترنتي يا چاپي و حتا ايميلي از اين تصاوير، منوط است به اجازه کتبي هاديسرا داتکام.
با سپاس از همه.
 
http://www.isna.ir/news/NewsCont.asp?id=407711

   .... تا ...... بعد ....... 7/18/2004 04:21:38 PM


   7.17.2004  
مارمولک 11/9!
 
 
در ايران، فيلم مارمولک؛ در دنيا فيلم فارنهايت /11/9
 
فيلم فارنهايت عليه آقاي جرج بوش است، بهترين مصرف آن تا انتخابات آمريکاست
و بيشترين اثرش، باختن آقاي بوش و بردن آقاي جان کري است.
(جان کري، خاتمي آمريکائي هاست، اما چون بداخم است، يک معاون خوش خنده - سناتور ادوارد - انتخاب کرده که به جايش لبخند بزند.)!
فارنهايت، حزب جمهوريخواه را در مقابل حزب دمکرات بي اعتبار ميکند و البته حسابي آبروي آقاي بوش را ميبرد! (اگر چيزي برايش مانده باشد.) اما آقاي مايکل مور، آمريکائي چپ و معترض و صريح اللهجه، حواسش هست که منافع ملي را گز نکرده پاره نکند.!(عين مارمولک!)

 
فيلم مارمولک، دلخوشکنکي است براي ملت مبارزي که در کوچه و خيابان به آخوند بگويد «مارمولک»!!
 
در شماره تازه ماهنامه اصغرآقا، يکي از نويسندگان اين نشريه « عسگرآ» که لهجه آذري دارد؛ مينويسد:
« بريتيش پيتروليوم هم اونهفته تأييد کردي که ايران بهد از عربيستان، بيشتر ار همه دونيا نفت داري. از عيراخ هم جيلو زدي. 132 ميليارد بوشکه نفتين وار. حالا مردوم دليش خوشي توي خيابان به آخوند ميگي مارمولچ!»
 
عسگرآ، که بيشتر علاقه دارد بداند درآمد نفت به کجا ميرود؛ بعد از چند پاراگراف ميگويد:
 
« تازه اون آخوند که شوما در کوچه خيابان به اون ميگي مارمولچ؛ اونم يک بدبختي هستي مثل خوديش. اين چه آخوندي هستي که ماشين نداري؛ ضيد گوله نداري، باديگار نداري .....»
 
اما بهرحال عسگرآقاي ما کي باشد که  بازار فارنهايت و مارمولک را بهم بزند.
ميگويد:
« شوما خوديش رفتي به مارمولچ رأي دادي، گوفتي اين مارمولچ فرق داري، چونکي لبخند ميزني. تازه سيش هفت سال گوذشتي فهميدي اين مارمولچ با خرچسونه هم رفت و آمد داري ...»
  عسگرآ که  اول بار است که تفسير سينمائي مينويسد، ميگويد: « اين وسط ميلت خوديش فيلم شودي نه مارمولچ». شوما به روباه بگو مارمولچ، به لاشخور بگو مارمولچ، به کفتار بگو مارمولچ؛ بهيش برميخوري؟ چيف ميکوني ...
 
عسگرآي ما عقيده دارد پرونده قتل زهرا کاظمي، پرونده قتل هاي زنجيره اي، و پرونده بسيار قتل هاي بي پرونده ! بايد زير بغل ملت باشد؛ نه ويدئو وسي.دي و دي وي دي مارمولک!
به او ميگوئيم : عسگرآ ، مردم تفريح هم لازم دارند. ميگويد: گبوله، فقط يچوقت فچ نکوني که داري موبارزه ميکوني!  
 
سازندگان هوشمند و هنرمند مارمولک و فارنهايت؛ شايد رونق بازار باعث شود  افسوس نخورند که فيلمشان ابعادي خارج از سينما پيدا کرده ؛ با ژورناليسم پهلو ميزند و به جاي  تحسين اهل فن؛ استقبال بيدريغ  عامه خوشباور وخرافاتي را به دست آورده که وقتي از سالن تاريک سينما به خيابان ميآيند، خيال ميکنند يا دنيا عوض شده يا رژيم ايران!

ظاهراً در 18 تيرماه گذشته هم دانشجويان مبارز، همه پاي ويديو و کامپيوتر مشغول تماشاي مارمولک بودند!!



   .... تا ...... بعد ....... 7/17/2004 10:18:43 PM


   7.7.2004  
   .... تا ...... بعد ....... 7/7/2004 07:46:04 PM


   7.5.2004  
   .... تا ...... بعد ....... 7/5/2004 10:12:31 PM  
خوشامد به طنزنويس با سابقه

کاريکاتور ساختن از ترانه هاي معروف با مفاهيم اجتماعي و سياسي يکي از هنرهائي بود
که ما چهل پنجاه سال پيش در روزنامه فکاهي توفيق کهنه اش کرديم.
بي اغراق، موفق ترين ها را محمد تقي اسماعيلي (آق اسمال) درست ميکرد که با کلماتي ساده،
هماهنگ با ترانه اصلي، به شيريني حرفش را ميزد و همکاران را به تحسين واميداشت.
(خوانندگان که جاي خود داشتند.)

بعد از سال ها که اين طنزنويس کارکشته و روزنامه نگار حرفه اي کيهان تهران،
در غربت، به کار گل - با کسر گاف- مشغول بود، ( لامصب کار گل اش هم گلفروشي بود!)
حالا تصميم گرفته دوران بازنشستگي را به اصل خود برگردد. ترانه «ديوار» را اسماعيلي
با ديدن عکس يکي از اين ديوارها، نوشته و در واقع اولين دسته گلي است که بعد از سال ها
گلفروشي، به آب داده و خبر هم ندارد که به دست ما رسيده!

کار ساده ايست. من و شما هم حالا ميتوانيم عينش را بنويسيم!!
صد البته اگر ترانه را با آهنگ اصلي زمزمه کنيم، بيشتر مي چسبد.
اميد که اسماعيلي عزيز هرچه زودتر از پشت ديوار در بيايد.

ديوار
ترانه جديدي از من و گوگوش! ------ ميم. الف

تقديم به فلسطيني هائي که پشت ديوار امنيتي اسرائيل گير کردند
و تقديم به اسرائيلي هائي که از اين ديوارهاي منحوس بيزارند.
-----------------------------------

پشت يک ديوار سنگي - صد هزار نفر اسيرن
همه تنها همه بيکس - مث سرکار و مث من

زمينهاشونو گرفتن - ديگه پس بشون نميدن
آقاي شارون که گفته - همه شون بايد بميرن

کاشکي اين ديوار تو فرق - آقاي شارون خراب شه
تا که اون بوش طمعکار - نقشه هاش نقش بر آب شه

شارون و بوش چرا ميخوان - منطقه دو تيکه باشه
چه ثوابي داره آدم - پاي اين ديوار بشاشه!

کاشکي اين ديوار خراب شه - اين دوتا زيرش بمونن
خبراي خوبي اون زير - توي روزنامه بخونن!

کاشکي تو دنياي فردا - ديگه ديواري نباشه
تو فلسطين و حوالي - مردم آزاري نباشه
   .... تا ...... بعد ....... 7/5/2004 12:21:04 AM


   7.3.2004  
هوا بس ناجوانمردانه تر سرد است!

« هوا بس ناجوانمردانه سرد است ....»
اخوان ثالث ( م. اميد) در شعر « زمستان»


ز بس غم دارد ايران اش، دل ملت پر از درد است.
ز بس خون رفته از جانش، رخ مام وطن زرد است.
تن نسل جوان رنجور؛ از دود است و از گرد است.
کسي گر حرف حق گويد، ز صحن جامعه طرد است

هوا بس ناجوانمردانه تر
_ از هر زمان _
سرد است.


وطن شد کربلا، کار خلايق گريه زاري شد
دريغا انقلاب ما، اسير بدبياري شد
چپو شد مجلس شورا، دمکراسي فراري شد
به حبس افتاد آزادي، عدالت تحت پيگرد است

هوا بس ناجوانمردانه تر
_ از هر زمان _
سرد است.


گرفتار آمده ملت، به جمهوري مجبوري
ز فرط غصه ميخندد، برين جمهوري زوري
تبهکاران آدمخور، طلبکاران جمهوري
همه جمهوري ما، تابع دستور يک فرد است

هوا بس ناجوانمردانه تر
_ از هر زمان _
سرد است.


کجائي اي سخنور، اي اميد نااميد ما
درين سرما نديدي، سينه پهلوي شديد ما
بسوزد ريشه جان را، زمستان جديد ما
عجب سرماي تازه، ناجوانمردست و نامرد است

هوا بس ناجوانمردانه تر
از روزگار وحشت وظلمت،
ز عهدي که تو ديدي،
شاعرا، صاحبدلا،
سرد است!
   .... تا ...... بعد ....... 7/3/2004 03:06:48 AM