يادداشت هاي(بعضي) روزانه هادی خرسندی
  

   12.31.2003  
-
   .... تا ...... بعد ....... 12/31/2003 11:15:05 AM


   12.27.2003  
***

بالفطره

حرف آقاجري، درست و مفيد
داشت در پي تلافي و تهديد

گفت: تقليد، كار ميمون هاست
مسلمين را چنين نبايد ديد

اين سخن را شنيد ميموني
گفت «بستم به حضرتش اميد

چونكه يك مذهبي ي روشنفكر
شخص آقاجريست بي ترديد

من طرفدار او شدم در بست
بعد ازين ميكنم از او تقليد»!

***

معجزه موسا

«موسائي به قامت شيرين عبادي ... يهوديان سرگشته وادي سياست ايران ... اكنون گويا موساي خود را بازيافته اند ... متوجه نوري شدند كه در اسلو جرقه آن زده شد و در پاريس تلالو يافت و به اعماق روح ايرانيان در سراسر جهان تابيد. موسا را ديدند كه با چند فرمان آزادي ... اين امر ظاهرا بيشتر ناشي از مبهوت شدن در برابر نور موسائي خانم عبادي بود ...» دكتر حسين باقرزاده

گفت: موساي جديدي زاده شد
وز برايش امتي آماده شد

بهر مردان سياست، حاليا
امر تحميق و تملق، ساده شد

گفتمش: از معجزاتش هم بگو
گفت: باقرزاده، نوري زاده شد!

***

رباعيات حكيم عمر صدام!

شماره سوم دوره تازه «اصغر آقا» منتشر شد. براي مشتركان به زودي با پست مي رسد. اين دو رباعي صدامي، نقل ازين شماره:

يك عمر خلاصه ساكن كاخ شديم
خونريز و پدر درآر و سلاخ شديم

آنگاه اسير آخ و واخ واخ شديم
از كاخ درآمده، به سوراخ شديم!

***

تنها نه منم كه جاني و بدنامم
باقي همه بر مسند و من در دامم

از بوش گلايه اي ندارم، اما
اي موش، برو كنار، من صدامم!

***
فعلا تمام.
   .... تا ...... بعد ....... 12/27/2003 03:21:08 PM


   12.15.2003  
Brussel برنامه "خرسندآپ کمدي" در بروکسل و آنترپ. راهنمائي بيشتر در سايت پائين

Vrijdag 19 december Vrije Universiteit Pleinlaan 2 Brussel Auditorium QA Aanvang:19:30


Antwerpen

Zondag 21 december 2003 Theater de Singel Desguinlei 25 Antwerpen Aanvang: 19:30

Entree: 15,- studenten, Asielzoekers 12.50
info: www.iotm.nlسايت راهنمائي
0031 624 500134 e-mail: pa22422@wxs.nl
ما حريف اين کامپيوتر نشديم که شماره تلفن را درست بنويسد. اگر اين بالا غلط نوشته )شش بار ور رفتِم
بهش(. اين هم پرانتز زدنش. خلاصه شماره اينه:
دوصفر سي و يک )درسته. کد هلنده نه بلژيک(، بعدش ششصدو بيستت و چهار.پونصد صدوسي و چهار. انشاالله.

   .... تا ...... بعد ....... 12/15/2003 10:52:36 PM  
وي گات هيم

"سرنوشت صدام هم يعني در دست هايش نقش بود. همان دستي که نوشته اند با آن هفت تير را در
شقيقه پسرعموهايش خالي کرد. همان دستي که باز نوشته اند يک بار دور گردن پسرش عدي انداخته
بود و نزديک بود خفه اش کند. همان دست ها که سرد بود وقتي در تهران محکم دست هاي مرا گرفت ..."
مسعود بهنود

چرا در تهران صدام حسين محکم دست هاي مسعود بهنود را گرفت؟
شايد ميخواست او را از نوشتن حقايق باز بدارد!
بگذريم ...
***

گفتم: اين سرنوشت در انتظار خامنه اي و خاتمي و رفسنجاني هم هست؟
گفت: رفسنجاني را فکر نميکنم. او ريشش به اين بلندي نميشود.
پرسيدم: سوراخ اختفاي صدام را ديدي؟ آيا براي قايم شدن آخوندها هم ازين سوراخ ها هست؟
گفت: هفتاد ميليون!
***


رئيس جمهور آمريکائي عراق! خبر را اينطوري داد:

WE GOT HIM

گرفتيمش!

وي گات هيم

وي گات هيم .... گرفتيم - وي گات هيم و وي گات هيم..... گرفتيم و گرفتيم ...

وي گات هيم و وي گات هيم و وي گات هيم ..- ....ما صدام پدرسگ را گرفتيم

نبود اصلاً مقاوم - به دام افتاده سالم

خودش را کرد تسليم - بنابر اين وي گات هيم

وي گات هيم مثل يک موش - به نام نامي بوش

عجب ديکتاتوري بود - چه مرد قلدري بود

نه در قصر و نه در کاخ - کشيديمش ز سوراخ

به تن آن پالتو و شاپو نبودش - کثافت بود و رخت نو نبودش

چو بيرون آمد از سوراخ شاشيد – به ما هم شاش او يکخرده پاشيد

وي گات هيم آي وي گات هيم

وي وي وي وي ... وي گات هيم - ما ما ما.... ما گرفتيم

براي اينکه ما بدجوري مائيم - بلائيم
فدائي هاي جرج بوش - قشون هاي سيائيم

به همراه مسلمانان سني - شب هر جمعه مشغول دعائيم
به همراه مسلمانان شيعه - زيارتنامه خوان کربلائيم

وي گات هيم و وي گات هيم - زديم بي سيم و با سيم
خبر داديم دنيا را سراسر - هي ير ايز فتخ خيبر
گرفتيم دزد بغداد – همان صدام جلاد

وي گات هيم – گرفتيم

جنايتکار بود و رذل و قاتل - نميبايس بديمش بمب خردل

بهش گفتيم دو تا بنداز حلبچه - سه چارتا زد به مرد و زن به بچه

کسي که اينچنين خوار و حقيره - کلاهک هم نميبايست بگيره

بهش گفتيم که با ايران بجنگه - نگفتيم که همه کاراش قشنگه

ولي کم جنبه بود و بي لياقت – کمک ها را نميآورد طاقت

بنابر اين به جرم اون جنايات – و سؤءِ استفاده از عنايات

بايد برداشت او را از سر راه – چه بهتر که نديم تحويل دادگاه!

ورگرنه اون مزخرف ميگه بسيار – خيالش ميکنه افشاي اسرار

ز يک سوراخش آورديم اگر در – فرويش ميکنيم سوراخ ديگر

همونجوري که وي گات هيم کرديم – يه وقت ديدي که وي شات هيم کرديم

وي گات هيم آي وي گات هيم آي وي گات هيم
يه روزي هم مي بيني وي وفات هيم .....

يه وقت مي بيني اين صدام بدبخت
سرش خورده به جسمي واقعاً سخت

وگر ديديم حالش را نداريم
از ايران کارشناس اش را ميآريم

   .... تا ...... بعد ....... 12/15/2003 04:47:06 PM


   12.13.2003  
استبراء

فکسی رسیده که عیناً نقل میشود. (همین یکی نقل میشود لطفاً دیگر کسی فکس نفرستد.)

"جناب آقای فلان" (البته ایشان "خرسندی" نوشته که بابت شکسته نفسی به "فلان" تبدیل شد)
" با سلام، بی ادبی است، جسارتاً یکی از مسائل توضیح المسائل امام راحل را برای یک
نتیجه گیری کاملاً غیر سیاسی نقل میکنم:

مسأله 73 از احکام طهارت ... ببخشید. توضیح المسائل مال آیت الله خوئی است. الان متوجه شدم.
معمولاً چندان فرقی هم نمیکند مگر نمرهَ مسأله. به هرحال مال امام راحل دم دستم نیست؛ آقای خوئی
در باب " استبراء " فرماید:

<< استبرا عمل مستحبی است که مردها بعد از بیرون آمدن بول انجام میدهند، برای آنکه یقین کنند بول
در مجری نمانده است. و آن دارای اقسامیست و بهترین آنها اینست که بعد از قطع شدن بول، اگر مخرج
غائط نجس شده، اول آنرا تطهیر کنند، بعد سه دفعه با انگشت میانهَ دست چپ از مخرج غائط تا بیخ آلت
بکشند و بعد شست را روی آلت و انگشت پهلوی شست را زیر آن بگذارند و سه مرتبه تا ختنه گاه بکشند
( دفعهَ سوم کنده نشود خوب است! ) و پس از آن سه مرتبه سر آلت را فشار دهند."

آقای فلان! ( همان توضیح قبلی ) من به مسائل سیاسی و پارلمانی کار ندارم، اما از شما میپرسم آیا
نمایندگان مسلمان و مؤمن مجلس شورای اسلامی در آبریزگاه مجلس این عملیات حساس را انجام نمیدهند؟
و اگر میدهند(حالا هر چندتایشان) آنوقت چند نفرشان بعد از مراسم استبراء ، دست خود را با آبگرم و صابون میشویند؟
سؤال من این است : آیا دست این نمایندگان بوسیدن دارد؟
   .... تا ...... بعد ....... 12/13/2003 05:48:59 AM


   12.11.2003  
پرزیدنت و ارکستر عراق

خيالم راحت شد. من بيم داشتم که شيرين خانم عبادي در حضور ملکه و وليعهد نروژ و
آنهمه آدم هاي مهم ديگر، سخنراني کند که بعله من از اينجا برميگردم به ايران و دوباره
ميرم دست نمايندگان مجلس را ميبوسم!
بله به خير گذشت.به نظر ميرسد که ايشان در جاهاي مهم حرف هاي مهم ميزند و آن
دري وري ها را ميگذارد براي محيط دري وري..

آمما ...موضع گيري زيباي شيرين خانم در مقابل جنايات آمريکا و اسرائيل در منطقه،
اين خطر را دارد ، که حزب کمونيست کوليگري، قرشمال بازي خود را عليه او افزايش
دهد! يعني که ناگهان از تمام رسانه هاي پرمخارجي که در اختيار دارد ، هر فحش چارواداري
که کولي ها و "سرکولي"هاي حزبي بلدند ، نثارش کنند و بعد هم شروع کنند به افشاگري عليه
داوران نوبل که مثلاً اقاي آرتور بلانگ، کلسترول خونش بالاست! و خانم ماريا درايل، در لندن
با ابراهيم نبوي چلوکباب خورده است!

- اين چه جور افشاگري ميتواند باشد؟ نميدانم. فقط ميدانم حزب محترم کمونيست کوليگري
مرا هم که افشا ميکرد، همينطوري عمل کرد.هم در سايت رسمي حزب اعلام کردند هادي
خرسندي چربي خونش بالاست. هم اينکه لو دادند که با ابراهيم نبوي در لندن چلوکباب
خورده ام.(اين بيشتر به درد افشاگري عليه ابراهيم نبوي ميخورد!) و اما اين حزبي هاي
کمونيست دهن لق، معني خبرچيني و لو دادن را هم خوب نفهميده اند انگار. من به هرچلوکبابي
لندن که ميروم گلايه ميکنند که چرا ابراهيم نبوي را نياوردي اينجا؟ کلي بايد توضيح بدهم
که اينها پرونده سازاني هستند که با حفظ سمت، دروغ هم ميگويند.چرا که سوماً ابراهيم نبوي
باقالي پلو خورد. دوماً با هم نبوديم. اولاً من تا به حال او را در لندن نديده ام..
***
روزگار غريبي است نازنين. يکشنبه در شهر کلن برنامه روز دانشجو بود. <کميته حمايت
از جنبش جوانان در ايران> از من هم دعوت کرده بود. اول برنامه ام گفتم:

- <به اميد داشتن دنيايي بدون بوش و بن لادن و شارون و خامنه اي و رفسنجاني...>
-
- بعدش هم گفتم
- < البته دنيا اگر بدون بوش و شارون باشد، بعضي از کمونيست هاي ايراني يتيم ميشوند!>
-
- فرداش دوتن از خانم هاي کمونيست فعال، در حضور يکي از برگذار کنندگان (آزادهَ قهرمان)
- به من گفتند اين حرف تو، ديشب يکي از بانوان را ناراحت کرد. پرسيدم چرا؟ گفتند چونکه
- "شيرين" به حزب کمونيست کارگري گرايش دارد.
- گفتم من که اسمي از حزب نياوردم، چرا شيرين خانم ناراحت شده؟ چوب را که برميداري .....
- عجب! چه شيرين هاي جورواجوري توي دنيا هست!
-
- ***
-
- ارکستر ملي عراق در واشنگتن به اجراي موسيقي پرداخت

- ارکستر ملي عراق، شب گذشته در حضور جمعي در واشنگتن، به اجراي برنامه موسيقي پرداخت.
- جرج بوش، رئيس جمهوري آمريکا، کالين پاول ، دونالد رامسفلد و عده اي از چهره هاي ديگر
- آمريکا در ميان تماشاگران بودند. بعد از کنسرت ، موزيسين ها به حضور پرزيدنت بوش رسيدند.(راديو فردا)
-
-
- ارکستر ملي عراق ابتدا آهنگ ايراني ُگل پامچالَ را با شعري تازه اجرا کرد که چنين آغاز ميشد:
-
- دبليو بوش ، دبليو بوش،
- بيرون بکش ، بيرون بکش، دردمون فزون شد - عزيز دردمون فزون شد
-
- کالين پاول، کالين پاول ، ارواح بابات، هلي کوپترات -باز که سرنگون شد .آخ جون باز که سرنگون شد
- عزيز اينجا عراقه ... خبراش داغ داغه - به يک چشم بهم زدن، کله تو زدن، جفته پات چلاقه
- به يک چشم بهم زدن، کله تو زدن، جفته پات چلاقه
-
- ***
- سپس پرزيدنت بوش با يک يک اعضاي ارکستر خوش و بش کرد:
-
- - - شما چي ميزني؟
- - - ويلن سل قربان.
- - - ويلن سل؟
- - - بله قربان.
- - - معالجه نداره؟
- - - نه. ولي سرفه اش بند اومده.
- - - خيلي گنده است.
- - -بزرگي از خودتونه قربان.
- - - زمون صدام هم ويلن سل ميزدي؟
- - - نه قربان. اين منو ميزد.
- -
- - - شما چي ميزني؟
- - - عود مستر پرزيدنت.
- - - چه اسم عجيبي داره.
- - - بله مستر پرزيدنت.
- - - آهان. پس اسم اين، عودِ خاليه.
- - - البته مسترپرزيدنت.
- - - پس مسترپرزيدنت جزو اسمش نيست.
- - - خير مستر پرزيدنت.
- - - قيمتش چنده؟
- - - گرونه مستر پرزيدنت.
- - - ارزونتر نميدن؟
- - - غیر ممکنه مستر پرزيدنت.
- - (بوش به پاول)
- - - اين يارو انگار از من خنگ تره.
- - پاول – محاله مستر پرزيدنت.
-
-
- - - شما چي ميزني؟
- - - اين تمپو هستش. مثل تنبکه.
- - - اين چيه ؟ پلاستيکه؟
- - - خير قربان پوسته. پوست گوسفنده.
- - - آه. صدام گوسفندها رو ميکشت پوستشونو ميکشيد روي تمپو..
- - - صدام آدم هارو ميکشت قربان.
- - -يعني ممکنه اين پوست آدم باشه؟.
- - - خيرقربان.
- - - ساز جالبيه. وقتي ميزني تو سرش صدا ميکنه.عراقي ها هم بايد ياد ميگرفتند.-
- - - قربان.اين هم اگه بدونه بعدش چه وضعي ميشه ممکنه ديگه صداش درنياد.
- - پاول - گوشش سنگينه قربان. نفهميد چي فرمودين. نفر بعدي را ببينيد.
-
- - - شما امشب چي ميزدي؟
- - - همين سازو قربون.
- - - قبلن هم زده بودي؟
- - - از شش سالگي قربون.
- - - خوبه اينهمه سال يادت نرفته.
- - - يادداشت کردم قربون.
- - - از رفتن صدام خوشحالي؟
- - - اگه بره قربون.
-
-
- - - ساز شما چيه؟
- - - فلوت آقاي رييس.
- - - زمان صدام هم ميزدي؟
- - - چه جورم قربون ... ( چشم غرهَ پاول) ...اما صدام سوراخاشو بسته بود نميذاشت صداش درآد.
- - - صداي چي؟
- - - همين فلوت ديگه قربون.
- - بوش (به پاول)- بگو هرچي فلوت توي عراق هست بگيرن سوراخاشو باز کنن.
- - - چشم قربان.
- - - دو تا سوراخ هم از قول من اضافه سوراخ کنن.
-
-
- - بوش - شما چي ميزني؟
- - دفي - اينو.
- - - اينو. اسم جالبيه براي ساز.
- - - اسمش دفه.
- - - پس اينو نيست.
- - - خير قربان اينو ميزنم.
- - - پس دفو کي ميزنه؟
- - - خودم ميزنم قربان. من اينو ميزنم. اسمش دفه.
- - - دوتا اسم داره؟
- پاول- قربان اسمش اينو است توی خونه دف صداش میکنن.
- - بوش – چقدر گرده.
- - دفي- لطف دارين قربان.
- - بوش – چارگوششم هست؟
- - دفي – زمان صدام که نبود.
- - پاول – قربان اين بايد گرد باشه. چارگوش باشه صدا نميده.
- - بوش – پس برعکس تلويزيونه.
- -
-
- بوش – شما رهبر ارکستري؟
- - - بله قربان.
- - - چوبت کوتاه نيست؟
- - - خير قربان.
- - - به اون رديف آخري ها نميرسه.
- - پاول – قربان ميره جلو ميزنه توي سرشون.
- - بوش – در زمان صدام هم در خارج کشور کنسرت ميدادين؟
- - - بله قربان. روسيه رفتيم، آلمان ، فرانسه.
- - دوباره اگه رفتين من يک آهنگي ساختم به اسم "فوتينا"، براشون بخونين. راجع به بازسازی عراقه..
- - پاول – قربان آخرش هم با بيلاخ تموم کنين.
- - بوش – نه بابا. ميگم رهبر ارکستر همينجوري چوبشو حواله بده.
- - - کاشکي خودتون رهبر ارکستر بودين.
- - بوش – من در بچگي خيلي به رهبري ارکستر علاقه داشتم. چوب نداشتم.
- - رهبر – من هم خيلي دلم ميخواست رييس جمهور بشم. داداش نداشتم.
- - بوش _ چي؟
- - پاول – قربان منظورش برادر حضرتعالي فرماندار فلوريداست.
- - بوش – متلک گفت؟
- - پاول – همچين.
- - بوش – بدم ببرنش کوالالامپور؟
- - پاول – کوالالامپور چرا قربان؟
- - بوش – پيش اسيران القاعده.
- - پاول – منظورتون زندان گوانتاناموِئه!
- - بوش – چه فرقي ميکنه. اين احمق که نميدونه. ميفرستيمش کوالالامپور.
- -
-
- - - اين چيه؟
- - - آکوردئونه آقاي پرزيدنت.
- - - نه. اينو ميگم.
- - - اين بندشه که به گردن آويزون ميکنم.
- - - اگه آدم اين بندو نداشته باشه نميتونه آويزون کنه گردنش؟
- - - بله قربان.
- - - اگه گردن هم نداشته باشه، همينطور.
- - - درسته قربان.
- - - چند تا از همکاران آکوردئونيست شما را صدام کشت؟
- - - از ما کسي را نکشت.
- - پاول – چرا قربان، کشته ، اين يادش نيست.
- - - بله قربان من حافظه ام ضعيفه.
- - پاول – چشم غره هم سرت نميشه.
- - بوش - آکوردئون اصيل ترين ساز عراقي بايد باشه.
- - - خير قربان. چنين نيست.
- - - از اين به بعد رو ميگم.
- - - امر بفرمائيد.
- - - توي اداره منم عينکمو ميندازم گردنم.
- - - بله قربان.
- - - شما هم اگه مرتب سازتو نندازي گردنت گم ميشه.
- - - درسته قربان.
- - - زيرش چرخ داره؟
- - - خير قربان؟
- - - پس زياد شباهت به پيانو نداره.
- - - درسته.
- - - اين دومين باره که من در عمرم آکوردئون مي بينم.
- - - دفه اول کجا ديدين قربان؟
- - - روي صحنه. وقتي داشتي ميزدي.
-
- - - شما چي ميزني؟
- - - چي بزنم خوبه مستر پرزيدنت؟
- - - تا حالا تصميم نگرفتي؟
- - - خير قربان. شما بفرمائيد از فردا شروع ميکنم.
- - - چرا ميخندي احمق؟
- - پاول – قربان اين دونالد رامسفلد خودمونه.
- - بوش – اهه. آره. ببخشيد. عينکشو برداشته بود خوب نديدمش.
- - رامسفلد – ما نوکرتيم.
- - بوش- چي ميزني بلاخره؟
-
- ***
- با سپاس از همه تا چند روز دیگه.
- قول داده بودم اينجا را تعطيلش کنم. گفتم که، گرفتاري نذاشت.درين سفر اخير هم اصلن از
- تعطيلش پشيمان شدم. تازه ميخوايم بازسازي هم بکنيم.از آلمان و فرانسه و روسيه هم ممکنه کمک بگيريم
-
- لطفن اگر کار لازمي نداريد ايميل نزنيد. اگر به در و ديوار اين سايت ها
- نوشته ايميل بزنيد مال اون اوائل است که نديد بديد بوديم. (پاکش هم
- نميتونيم بکنيم) خيال ميکرديم هرکي بيشتر ايميل بگيره شاهه.
- لطفن از نامه نوشتن و پست غافل نشين. اهميتش هم بيشتر ميشه.
- يک شعري من دارم باهاس همين طرفها توي اينترنت باشه. ميگه:
- گله ميکرد ز مجنون ليلي --- که شده رابطه مان ايميلي ...
- آنقدر دلخور ازين ايميلم ---- که به اين رابطه هم بي ميلم
-
- اگر فرمايش فوري کسي دارد من تا 17دسامبر در لندن هستم. تلفن کند
- وگرنه اوائل ژانويه.
- 19دسامبردر بروکسل، 21 در آنترپ، 26 تولوز فرانسه 27 نيس 28 ليون.
- جزئياتش تا چند روز ديگر.
- تقاضاي اشتراک "اصغرآقا" با ايميل قبول نيست. به ايران نميفرستيم.
- نشانيها کمي پائينتر:
   .... تا ...... بعد ....... 12/11/2003 09:05:49 PM  
- H.KHORSANDI
- P.O.Box 2019
- LONDON NW10 – 7DW
- UK
- TEL044 20 8 965 3002 mob. 0044 7951 4352 45
- Email:hadikhorsandi@aol.com-
   .... تا ...... بعد ....... 12/11/2003 05:53:13 PM