يادداشت هاي(بعضي) روزانه هادی خرسندی
  

   1.30.2003  
5 شنبه 30 ژانويه 2003
سلام. چطورين؟
ده پانزده سال پيش حضرت آيت الله العظمي منتظري فرمودند « متخصصيني که در خارج درس ميخوانند فايده ندارند. ما بايد متخصص در داخل تربيت کنيم.»
سروده ي زير همان موقع در « روزنامه ي اصغرآقا» منتشر شد. اکنون که به مبارکي و ميمنت بازداشت خانگي و حصر غير قانوني ي ايشان پايان يافته ،ضمن شادباش گوئي به ملت عجيب ايران مثنوي ام را تقديم
صاحبدلان ميکنم.
حضرت آيت الله منتظري از مراجع عاليقدر شيعه هستند که « توضيح المسائل » شان دست کمي از توضيح المسائل امامخميني ندارد و سروده ي ما در ارتباط با يکي دو بخش حساس از همان توضيح المسائل است.
در اينجا سعي شده است لهجه ي اصفهاني به کار رود. موفقيت قارئين عزيز را در قرائت صحيح و مکتبي آرزومنديم.
ضمناً دوستاران و پيروان حضرت آيت الله منتظري بدانند که قصد ما از انتشار اين شعرگونه فقط شوخي است و البته که ما حساب ايشان و خاتمي و خامنه اي و خميني و مشکيني و مصباح يزدي و خلخالي و رفسنجاني را از حساب باقي آخوندهاي عوامفريب جدا ميکنيم.

فقيه عاليقدر و متخصص مکتبي
---------------------------------
آن شنيدم که گفت گربه نره
متخصص کوجاست بالاخره؟

متخصص که مکتبي باشِد
پيروي مکتبي نبي باشِد

رفتن خارجه که کار نشد
اون تخصص که افتخار نشد

متخصص اونس که هر هفته
مسجد صاحب الزمون رفته

هرکي از « قبرآقا» گرفت ديپلم
يا که پي اچ دي شو گرفت از قم

اين درسته وگرنه در آکسفورد
هرکي رفت درس خوند رودس خورد

يا که هاروارد و غيره هرکس رفت
در حقيقت که عمرش از دس رفت

من خودم يکنفر از افرادم
که با تحصيل داخل ، استادم

کارشناس طهارتم بنده
خيلي ام با مهارتم بنده

اين طهارت يه علمي حساس س
اين سخن حرف حضرت عباس س

هرکسي دوست داره بسم الله
چند دستور ساده و کوتاه

من ميگم از پروسه و متدش
ديگه هرکس بنا به ميل خودش

اولن موقعي خلا رفتن
بهترس چار دست و پا رفتن

کمي اونجا عقب جلو کردن
ورجهيدن ميو ميو کردن

هست يک آفتابه اون گوشه
اگه دقت کنين آب توشه

وقتي کردي خودت رو خوب خالي
ديدي روحت سبک شدس عالي

خودتا خوب پاکسازي کون
خالق از کون خويش راضي کون

کج کون آفتابه را بريز از آب
دست چپ را ببر جلو د بساب

هي بشورش شلپ شلپ تا بيخ
تا بپييچد صداش در تاريخ

تا بدونند مردوم دنيا
متخصص داريم ما اينجا

وقتي قيژ قيژ صدا بدد ، پاکس
خيلي ام اون صداش طربناکس

اگه وسواس بيش از اين داري
ميباس اسکاچ برايت ورداري

بله جونم تخصص داخل
نيست اونقدر که ميگن مشکل

در پي علم اگه کسي باشه
اين که گفتيم بهترين راشه

حالا هرکس ميخواد که استاد شِد
متخصص بشِد دلش شاد شِد

بگه دانشکده ديگه نيميخوام
خودشا بسپرد به من يا امام

اولش من بهش بگم تئوري
که بشورد فلانشو چطوري

وقتي خوب ياد گرفت اينو نظري
ميرسد وقت سمعي و بصري

پا ميشيم دوتايي ميريم اونجا
داخل لابراتوار خلا

بعد تا مدتي که لازم هست
شستشو ميدهم به او با دست

خوب يادش ميدم که با انگشت
وارد کون خود بيشِد از پشت

تا که خوب ياد بگيره کار آموز
عملي طرز طهارت امروز

وليکن شيوه ي امام کبير
داره قدري با مالي من توفير

مالي اون خيلي پيشرفته تره
خب امامه ديگه نه گربه نره

اون خودش فکرشو جلو کردس
فيلم برداشته ويديو کردس

رفته و در خلا گرفته قرار
دوربين برده و صدا وردار!

نور و نورافکن و پروژکتور
کرده سرتاسر خلا را پر

بعد آرام و پا طمأنينه
کرده تکرار فعل ديرينه

آنقدر کرده اين فداکاري
که تمام گشته فيلمورداري

حالا هم هر کدوم از طلاب
هرکي هس دنبال تخصصي ناب

ميرد اونجا و اون امام عزيز
ميزند اون دوشاخه رو تو پريز

ميذاره اون نوارو تو دستگاه
( کجا اين وضع بود دوره ي شاه )

همه ي صحنه هارو جون ميدد
تو تيليويزيون نشون ميدد

دگمه شو ميزند يواش ميکوند
عقبي ميره جا به جاش ميکوند

بعضي جاها که يک کمي سخته
اسلوموشن نباشه بدبخته

هي ريوايند ميکوند په لي ميکوند
صحنه هارو دوباره طي ميکوند

لانگ شات هاي واقعاً عالي
چه کلوزآپ هاي با حالي

واقعاً که قشنگه اين ويديو
مثل شهرفرنگه اين ويديو

به اميدي که پر ثمر باشد
باعث دانش بشر باشد

تا بياموزه ملت ايرون
که چه جوري بشوره از خود کون
*********************

ميبخشيد دوستان. تا 5 شنبه ي آينده. فعلاً.
   .... تا ...... بعد ....... 1/30/2003 01:46:33 PM


   1.26.2003  

خوش باشيد
   .... تا ...... بعد ....... 1/26/2003 10:13:45 PM  
salam
   .... تا ...... بعد ....... 1/26/2003 10:10:02 PM


   1.23.2003  
5 شنبه 3 بهمن - پنج بامداد

سلام سلام
فکر نميکردم خوش قولي کنم. آن هم با کسالت.اما نميدانم چرا حالم ناگهان خوب شد و قبراق شدم.
نتوانستم بدقولي کنم.
خوش باشيد. سعي تان را بکنيد. آن دختر عراقي را به نگاه بياوريد که:
دوهفته پيش عروسي کرده وصبحش داماد را برده اند احتياط. حالا هرشب خبرها را تعقيب ميکند
که جنگ ميشود يا سربازها برميگردند خانه؟
يا گرلفرند آن خلبان آمريکائي را مجسم کنيد که بويفرندش قول داده که تا هفتاد تا بمب روي عراق
نيندازد برنميگردد.
خوش باشيد. سعي تان را بکنيد.

تا پنجشنبه ي آينده. ..................... فعلاً.

( راستي اين «فعلاً» هم چه خداحافظي پرمعنائيست. خارجي ها ميگويند « بعداً»)

***
پرزيدنت بوش توي دو کار گير کرده 1- حمله کردن به عراق. 2- حمله نکردن به عراق.
گفته ميشود ممکن است راه حل سوم را انتخاب کند.

***
شدت عصبانيت بوش از صدام به حدي است که اگر هم به عراق حمله نکند حداقلش اينکه
يک تلويزيون 24 ساعته ي ايراني در لس آنجلس راه بيندازد و شبانه روز به او فحش بدهد.

***
پيدا شدن کلاهک خالي و پوکه هاي بمب در عراق موجب پرسش هائي شد اما با استدلال
يکي از ناظران اعزامي سازمان ملل موضوع منتفي گرديد که گفت وجود کندوم در جيب
کسي دليل توانمندي سکسي نيست.

***
يک مرد ايراني که چهره اش شبيه بن لادن بود توسط پليس آمريکا دستگير شد و بعد از
5 ساعت بازجوئي با قرار ضمانت 8هزار دلاري آزادش کردند.
در پاسخ اعتراض نامبرده يکي از مقامات اف.بي.آي گفت برو خدا را شکر کن که شبيه
بن لادني و خودش نيستي، وگرنه با 20هزار دلار هم آزاد نميشدي.
به گزارش هاي رسيده طرف رفته دارد خدا را شکر ميکند.

***
پليس انگليس در راستاي عمليات ضد تروريستي به مسجدي در شمال لندن حمله کرد و
موجب اعتراض امام مسجد شده. وي در تلويزيون گفت ما کارمان عبادت و دعاست نه آدمکشي.
رئيس پليس لندن گفت دروغ ميگويد. اينها معمولن بعد از نماز و دعا، مراسم نفرين برگذار
ميکنند و معدوم کردن اشخاص را از خدا و پيغمبر ميخواهند.
وي گفت ما با نوع جديدي از تروريسم مواجه هستيم که بايد يکشنبه ها برويم کليسا دعا کنيم
که عيسا مسيح نفريني هاي اينها را حفظ کند.

***
پريشب وزير ارتش اين ها (انگليس ها) توي مجلس ميگفت براي جنگ با عراق نيرو
زياد فرستاديم ، اما فعلن چکمه و شلوار و تانک کم آورديم!
ياد عبيد زاکاني افتادم که قزويني به جنگ ميرفت ، تير نداشت. گفتند بدون تير چه جوري
جنگ ميکني؟ گفت دشمن که از آن طرف تير بيندازد برميدارم. گفتند اگر نينداخت؟ گفت
پس ديگر چه جنگي؟
به توني بلر گفتند سرباز بي شلوار به جبهه ميفرستي؟ گفت شلوار سربازان عراقي را
درميآورند مي پوشند. گفتند اگر آنها هم کون برهنه بودند چي؟ گفت چه بهتر. از قديم
گفته اند جنگ نکن عشق بورز. .... ها ها ها ها ...

*******************************************************************

شاهزاده ي دوم خردادي
-----------------------------------------------------------------------
شهزاده ايم و رأي به آن شيخ داده ايم
سرمايه روي سيدخندان نهاده ايم

گفتيم بين ناطق نوري و خاتمي
ما نيز مثل ملت خود رأي داده ايم

نان را به نرخ دوم خرداد خورده ايم
بدجور حاليا به ندامت فتاده ايم

پرونده مان شده ست ازين جنبه هم خراب
گرچه زبان به لعنت شيخان گشاده ايم

حالا اگر که شاه نگشتيم ، غصه نيست
شاديم از اينکه تا به ابد شاهزاده ايم

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

**** سوپرمارکت تبعيد ****

اين را بدهکارتان بودم. يک شب آخر شبي عشق کردم براتان بنويسم همه اش يادم نيامد ناقص شد.
قول داده بودم سر فرصت تکميلش کنم. يکي از دوستان صاحبنظر هم ايميل زد فحشم داد. ميدانم
اگر اسمش را بنويسم دلخور ميشود.
اين مال سال 76 است که حالا با دستکاري هاي نهائي تقديم شما ميشود. شاهرخ گلستان (همان
دوستي که فحشم داد) از من بيشتر دوستش دارد. دمش گرم.
ذ

دکه ي بقالي مشدي حسن
وسعتش افزون شده دور از وطن

مش حسن اينجا کراواتي شده
خوب با اهل ادب قاطي شده

دانش و فرهنگ را خدمتگزار
ارتباطي هم نموده برقرار

پول داده بابت کلي کتاب
چيده لاي جنس هايش بي حساب

جنس هاي خوردني ماليدني
لابلاشان هر کتابي ديدني

توي سوپرمارکتش در يک سفر
صحنه ها ديدم که گويم مختصر


فال حافظ بود پيش کله قند
آسپرين پهلوي « نسل دردمند»

ظرف حلوا پهلوي « سنگ صبور»
لوبيا چشم بلبلي با« بوف کور»

« جنگ و صلح » و سرکه شيره ، پيش هم
بربري پهلوي « نون والقلم»

لامپ و باطري پيش « نوري از شکاف»
« کاپيتال مارکس» پيش پيف پاف

شمع ها پهلوي « فرهنگ معين »
جنب« توضيح المسايل» ، وازلين

« باغ آلبالو» کنار ميوه ها
« پا برهنه ها» ميان گيوه ها

قره قوروت پهلوي « تاريخ قيام »
تمرهندي پيش آثارامام

شعرنو پيش مرباي تمشک
پهلوي آثار آل احمد ، زرشک

زعفران در نزد « مردان وطن»
زردچوبه پيش « سيماي دو زن»

آنطرف « صدسال تنهايي» غمين
با دو بطري آبغوره همنشين

بود « تاريخ تمدن» ، پيش کشک
اين يکي پر کرد چشمم را زاشک

پس خريدم از خوراکي وز کتاب
بسته اي نان و « صداي پاي آب»

آبان 76 – اکتبر 97

***************************************
تا 5 شنبه ی آینده. فعلاً.

مخلص هادی
   .... تا ...... بعد ....... 1/23/2003 03:53:04 AM


   1.14.2003  
انشاهاي صادق صداقت
------------------------
تعطيلات سال نو را چگونه گذرانديد
ما دانش آموزان عزيز سال هاست که تعطيلات سال نو را چگونه نميگذرانيم.
نگذراندن تعطيلات تنها کاري است که در آغاز هر سال نو انجام ميدهيم و الان
چند سالي ، تعطيلات است که دارد ما را ميگذراند.
_____________
اگر جاي پرزيدنت بوش بوديد چه ميکرديد؟
ما دانش آموزان عزيز اگر جاي پرزيدنت بوش بوديم يک مقدار تأسيسات اتمي
درست ميکرديم نصف شب يواشکي ميبرديم توي عراق کار ميگذاشتيم صبحش
پا ميشديم ميديديم انگليس به عراق حمله کرده.
____________
اگر جاي پرزيدنت خاتمي بوديد چه ميکرديد؟
اینجانب صادق صداقت اگر جاي پرزيدنت خاتمي بوديم ميرفتيم از ناطق نوري
ميپرسيديم که اگر جاي ما بود چکار ميکرد؟ آنوقت همان کار را ميکرديم بلکه
ملت و دولت و جبهه ي مشارکت و رهبر و آمريکا از ما راضي باشند.
____________
اگر جاي رضاپهلوي بوديد چکار ميکرديد؟
اينجانب صادق صداقت اگر جاي رضا پهلوي بوديم خودمان را داوطلب
پادشاهي در چند کشور مختلف اعلام ميکرديم بلکه شانس به سلطنت رسيدن
خود را بيشتر نمائيم. اينجانب ضمناً نام ايران را هم در ليست ميگذاشتيم،
خدا را چه ديدي!
___________
اگر جاي رهبر بوديد چکار ميکرديد؟
اينجانب دانش آموزان عزيز اگر جاي رهبر بوديم نماز دشمن شکن
جمعه را بيست و چهارساعته نموده ودر تمام مدت شبانه روز حساب
آمريکاي جهانخوار و صهيونيزم بين المللي را چنان ميرسيديم که
تا نماز جمعه ي بعدي نتوانند از جايشان بلند شوند.
____________
اگر جاي بن لادن بوديد چکار ميکرديد؟
اينجانب صادق صداقت اگر جاي بن لادن بوديم چکار که نميکرديم!
____________
اگر جاي خودتان بوديد چه ميکرديد؟
آخ آخ. اينجانب دانش آموزان عزيز، اگر جاي خودمان بوديم ....، اگر
سرجاي خودمان بوديم .....، اگر اصلن خودمان بوديم .... ، اگر جرأت
داشتيم... ، اگر شهامت داشتيم ....، آقا اجازه! ما بريم دس به آب؟
_______________________________________________

خوب. دو هفته مرخصي ما تمام شد. خوشبختانه ايميل زيادي نيامده بود
که جواب بخواهد. دوستان خواهش ما را براي نفرستادن «ايميل غيرلازم» پذیرفتند.
از همه تشکر. اما اين نوشته ي بغلي را که ميفرمايد « ميل بزنيد! »
نميتوانم پاک کنم. اين يک غلط دستوري است!
کسي اگر ميتواند، لطفاً پاکش کند و به جايش بنويسد « نشاني ايميل اورژانس ».
ضمناً مطالب آرشيو را هم از اين بغل باز کنيد.بعضش هنوز خواندني است.
فقط مواظب باشيد اشتباهاً آن ها را که هنوز خواندني نيست نخوانيد. من که
نتوانستم فرقشان را بفهمم.

تا 5 شنبه ي آينده ، مثل گويندگان راديو اسرائِيل و راديوهاي ايراني برونمرزي و
گويندگان اخبار تلويزيوني ، شما را به ايزد متعال و خداوند بزرگ و
پروردگار يکتا و براي احتياط بيشتر به پنج تن آل عبا ميسپارم.
راستي يک سروده ي تازه براتون دارم. با اين، باي باي.

اي وطن حالت خراب است اي وطن
تشنه كامي، قحط آب است اي وطن

سهم تو از خوردني هاي جهان
سيخ داغ بي كباب است اي وطن

از كثافتكاري آخوندها
چشمه هايت فاضلاب است اي وطن

ازغذا ها هست توليد تو كشك
وز صنايع، كشك ساب است اي وطن

جاي جاي پيكرت اين سالها
زخمي از اسلام ناب است اي وطن

بر سرت خاك است و بالاي سرت
عکس رهبر توي قاب است اي وطن

همچنان هم، شيخ بيرون ميروي
در مزاجت انقلاب است اي وطن
هادي
   .... تا ...... بعد ....... 1/14/2003 11:16:40 PM